ترجمه "chargeable" به فارسی

تحمیل شدنی به موسسات خیریه (در مورد مسکینان), حساب شدنی (پای کسی) (رجوع شود به charge), قابل مطالبه بهترین ترجمه های "chargeable" به فارسی هستند.

chargeable adjective دستور زبان

(nonstandard, of expenses &c.) That may be charged to an account. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحمیل شدنی به موسسات خیریه (در مورد مسکینان)

  • حساب شدنی (پای کسی) (رجوع شود به charge)

  • قابل مطالبه

  • محول کردنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chargeable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "chargeable" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "chargeable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه