ترجمه "charger" به فارسی
اسب جنگی, پرکن, دیس بهترین ترجمه های "charger" به فارسی هستند.
charger
noun
دستور زبان
A device that charges or recharges. [..]
-
اسب جنگی
noun -
پرکن
-
دیس
Suffix noun
-
ترجمه های کمتر
- (قدیمی) بشقاب
- اسب رژه و مراسم تشریفاتی
- دستگاه شارژ (تاز) باطری
- نسیه بر (رجوع شود به charge)
- گنجانه ی بزرگ و مسطح
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " charger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "charger" با ترجمه به فارسی
-
اسب جنگی · شارژر باتری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن