ترجمه "chariot" به فارسی
ارابه, گردونه, ارابہ بهترین ترجمه های "chariot" به فارسی هستند.
a two-wheeled, horse-drawn vehicle, used in Bronze Age and Early Iron Age warfare [..]
-
ارابه
nounvehicle used in warfare
I own some of the best gladiators and charioteers in Rome.
من صاحب بهترين گلادياتورها و ارابه ران ها در روم هستم.
-
گردونه
vehicle used in warfare [..]
who, from the summit of his chariot of lightning,pointed them out with a sovereign finger
همه را از فراز گردونه شرار افکنش با انگشتی شاهانه نشان میداد،
-
ارابہ
nounvehicle used in warfare
-
ترجمه های کمتر
- ارابه راندن
- ارابه ی جنگی (که دو چرخ داشت و در نبرد یا رژه و مسابقه به کار می رفت)
- کالسکه ی سبک قرن هجدهم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chariot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Chariot (Chinese constellation)
"Chariot" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Chariot در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "chariot"
عباراتی شبیه به "chariot" با ترجمه به فارسی
-
گردون/گردونه/عرابه دریائی
-
(نجوم) استارگان (مجمع الکواکب) کالسکه چی (یا ذوالعنان) · ارابه ران