ترجمه "charismatic" به فارسی

پرجذبه, فرمند, هیربد بهترین ترجمه های "charismatic" به فارسی هستند.

charismatic adjective noun دستور زبان

of, related to, or being a member of a form of Christianity that emphasises the role of the Holy Spirit [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرجذبه

    A charismatic individual may capture the imagination of the people for a while.

    رهبری پرجذبه شاید بتواند برای مدتی در اذهان مردم جایی برای خود باز کند.

  • فرمند

  • هیربد

  • ترجمه های کمتر

    • آهن ربایی
    • جاذبه دار
    • شخصی که (بنا به عقیده ی برخی) دارای قدرت شفا و شفاعت وغیب گویی است
    • عضو این گونه گروه مذهبی
    • فرهمند (کسی که رفتار و کلامش دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد)
    • وابسته به گروه های مختلف مذهبی که معتقد هستند برخی از روحانیون دارای قدرت شفا و پیشگویی و غیره می باشند (نام این گروه ها: the charismatic church)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " charismatic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Charismatic noun دستور زبان

A member of the Charismatic Movement [..]

+ اضافه کردن

"Charismatic" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Charismatic در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "charismatic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "charismatic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه