ترجمه "charitable" به فارسی
خیریه, خیر, خیرخواه بهترین ترجمه های "charitable" به فارسی هستند.
charitable
adjective
دستور زبان
Pertaining to charity. [..]
-
خیریه
adjectivepertaining to charity
I am the coordinator for several international charitable foundations worldwide.
من برنامه ریز چندتا موسسه خیریه بین المللی هستم
-
خیر
noun adverbI caught Klaus in a rare charitable moment.
مچ کلاوسو تو انجام یه کار خیر گرفتم ( یعنی اولین باره کلاوس بخشیدتش )
-
خیرخواه
He was kindly, abrupt, charitable
خیرخواه، تند و منفق بود
-
ترجمه های کمتر
- بامدارا
- بخشاینده
- دهشمند
- رحمان
- آسانگیر
- بخشنده
- کریم
- اغماض گر
- با گذشت
- دستگیر (از فقیران)
- وابسته به خیرات و مبرات
- چشم پوشی
- کسی که از سر تقصیر دیگران زود می گذرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " charitable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "charitable" با ترجمه به فارسی
-
سازمان خیریه · هيريخ نامزاس
-
ازراه دستگیری · خیرخواهانه
-
کمکهای خیریه ای
-
تراست خیریه ای
-
دستگیری بمردم بیچیز · صدقه بخشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن