ترجمه "chatter" به فارسی
وراجی, پرحرفی, به هم خوردن دندان ها ( در اثر ترس یا سرما) بهترین ترجمه های "chatter" به فارسی هستند.
chatter
verb
noun
دستور زبان
the sound of talking [..]
-
وراجی
nounMeg danced and flirted, chattered and giggled, as the other girls did.
مگ تمام آن شب را مثل سایر دختران، به پچپچ و وراجی و خنده گذرانید.
-
پرحرفی
nounThe haughty Lady Blanche says to the footman, Stop your chattering, knave, and do my bidding.
خانم بل انش متکبر به خدمتکار میگوید: ای فرومایه از پرحرفی دست بردار و فرمان مرا اجرا کن.
-
به هم خوردن دندان ها ( در اثر ترس یا سرما)
-
ترجمه های کمتر
- تلق تلق کردن
- تند و بلاانقطاع حرف زدن
- تند و پی در پی (و اغلب احمقانه) سخن گفتن
- تندتند حرف زدن
- جیک جیک
- جیک جیک کردن (که با چهچه و نغمه فرق دارد)
- درد دل کردن
- روده درازی
- زر زر
- سخن سریع و تهی
- شل بودن و صدا کردن
- صداهای پی در پی و کوتاه و تند کردن (مثل برخی پرندگان)
- فضولی کردن
- مبادله کردن
- وراجی کردن
- پرگویی کردن
- پچ پچ کردن
- گستاخی کردن
- گپ زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chatter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chatter" با ترجمه به فارسی
-
زاغی
-
خراشیدگی سطح سنگ های یخرفتی · علامت یا آسیبی که توسط ابزار لق یا نامیزان بجا گذاشته می شود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن