ترجمه "chatterer" به فارسی
زاغی ترجمه "chatterer" به فارسی است.
chatterer
noun
دستور زبان
A person who chatters; a chatterbox. [..]
-
زاغی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chatterer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chatterer" با ترجمه به فارسی
-
به هم خوردن دندان ها ( در اثر ترس یا سرما) · تلق تلق کردن · تند و بلاانقطاع حرف زدن · تند و پی در پی (و اغلب احمقانه) سخن گفتن · تندتند حرف زدن · جیک جیک · جیک جیک کردن (که با چهچه و نغمه فرق دارد) · درد دل کردن · روده درازی · زر زر · سخن سریع و تهی · شل بودن و صدا کردن · صداهای پی در پی و کوتاه و تند کردن (مثل برخی پرندگان) · فضولی کردن · مبادله کردن · وراجی · وراجی کردن · پرحرفی · پرگویی کردن · پچ پچ کردن · گستاخی کردن · گپ زدن
-
خراشیدگی سطح سنگ های یخرفتی · علامت یا آسیبی که توسط ابزار لق یا نامیزان بجا گذاشته می شود
-
به هم خوردن دندان ها ( در اثر ترس یا سرما) · تلق تلق کردن · تند و بلاانقطاع حرف زدن · تند و پی در پی (و اغلب احمقانه) سخن گفتن · تندتند حرف زدن · جیک جیک · جیک جیک کردن (که با چهچه و نغمه فرق دارد) · درد دل کردن · روده درازی · زر زر · سخن سریع و تهی · شل بودن و صدا کردن · صداهای پی در پی و کوتاه و تند کردن (مثل برخی پرندگان) · فضولی کردن · مبادله کردن · وراجی · وراجی کردن · پرحرفی · پرگویی کردن · پچ پچ کردن · گستاخی کردن · گپ زدن
-
به هم خوردن دندان ها ( در اثر ترس یا سرما) · تلق تلق کردن · تند و بلاانقطاع حرف زدن · تند و پی در پی (و اغلب احمقانه) سخن گفتن · تندتند حرف زدن · جیک جیک · جیک جیک کردن (که با چهچه و نغمه فرق دارد) · درد دل کردن · روده درازی · زر زر · سخن سریع و تهی · شل بودن و صدا کردن · صداهای پی در پی و کوتاه و تند کردن (مثل برخی پرندگان) · فضولی کردن · مبادله کردن · وراجی · وراجی کردن · پرحرفی · پرگویی کردن · پچ پچ کردن · گستاخی کردن · گپ زدن
-
به هم خوردن دندان ها ( در اثر ترس یا سرما) · تلق تلق کردن · تند و بلاانقطاع حرف زدن · تند و پی در پی (و اغلب احمقانه) سخن گفتن · تندتند حرف زدن · جیک جیک · جیک جیک کردن (که با چهچه و نغمه فرق دارد) · درد دل کردن · روده درازی · زر زر · سخن سریع و تهی · شل بودن و صدا کردن · صداهای پی در پی و کوتاه و تند کردن (مثل برخی پرندگان) · فضولی کردن · مبادله کردن · وراجی · وراجی کردن · پرحرفی · پرگویی کردن · پچ پچ کردن · گستاخی کردن · گپ زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن