ترجمه "chatting" به فارسی

گفت و گو ترجمه "chatting" به فارسی است.

chatting noun verb دستور زبان

Present participle of chat. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گفت و گو

    noun

    Simon, would you be free later today for a chat?

    سايمون, امروز براي گفت و گو وقت آزاد داري ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chatting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "chatting" با ترجمه به فارسی

  • حرف مفت
  • (جانور شناسی) چکاوک جنگلی (Icteria virens) · (مهجور) حرف چرند · (گیاه شناسی) · آرایش نگینی یا تسمه ای (مثل گل بید مشک) · انواع پرندگان مهاجری که جیک جیک می کنند (در عوض خواندن یا نغمه سر دادن) · بذر بالدار (مثل تخم افرا) · تندتند حرف زدن · درد دل · درد دل کردن · سنبله (مثلا در بارهنگ و اسپرزه) · صحبت · صحبت دوستانه · صحبت دوستانه کردن · لاطائل · مبادله کردن · وراجی · وراجی کردن · پچ پچ · پچ پچ کردن · چت · گپ · گپ زدن · گپ زنی · گپيدن
  • گفتوگوی اینترنتی
  • چک گلو سفید
  • گپ
  • تندتند حرف زدن · حرف مفت · درد دل کردن · مبادله کردن · وراجی کردن · گپ زدن
  • آیآرسی
  • چک شکمسفید
اضافه کردن

ترجمه های "chatting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه