ترجمه "chested" به فارسی
دارای سینه بخصوص ترجمه "chested" به فارسی است.
chested
adjective
verb
دستور زبان
(in combination) Having a specified form of chest [..]
-
دارای سینه بخصوص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chested " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chested" با ترجمه به فارسی
-
صندوقچه
-
سهره چهچههزن سینهکهر
-
پرستوی سینهقرمز
-
صندوق جهیزیه ی دختر
-
خپله · سپرسینه · سینه فراخ · چارشانه
-
صندوقچه
-
صندوق چوب سدر (که جامه های پشمین و خز را برای بید نخوردن در آن قرار می دهند)
-
(در صدا و آواز) صدای زیر · دامنه ی صداهای زیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن