ترجمه "chevvy" به فارسی

تحریک کردن, لخت کردن, مزین کردن بهترین ترجمه های "chevvy" به فارسی هستند.

chevvy verb

annoy continually or chronically; "He is known to harry his staff when he is overworked"; "This man harasses his female co-workers"

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحریک کردن

    verb
  • لخت کردن

    verb
  • مزین کردن

    verb
  • معترض شدن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chevvy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "chevvy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه