ترجمه "chick" به فارسی

جوجه, بچه, کریشک بهترین ترجمه های "chick" به فارسی هستند.

chick verb noun دستور زبان

(zoology) A young bird. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوجه

    noun

    young chicken [..]

    Some chick in a cat suit murdered Slavicky last night.

    يه جوجه تو لباس گربه ديشب اسلاويکي رو کشته.

  • بچه

    noun

    We're not two chicks at a bar you're trying to pick up.

    ما دوتا بچه توي بار نيستيم که تو بياي مخمون رو بزني

  • کریشک

    young chicken

  • ترجمه های کمتر

    • دختر
    • خانم
    • دخترک
    • نوزاد
    • کدبانو
    • عروسک
    • کلفت
    • بانو
    • عزیزم
    • (امریکا- خودمانی) دختر
    • (جانور شناسی) جوجه
    • بچه ی پرنده
    • دختر دهقان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chick " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "chick"

عباراتی شبیه به "chick" با ترجمه به فارسی

  • جوجهمرغها · جوجههای مرغ
  • نخود بنگالي · نخودهاي رسمی · نخودهای ایرانی
  • چیک کوریا
اضافه کردن

ترجمه های "chick" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه