ترجمه "chiding" به فارسی
عتاب ترجمه "chiding" به فارسی است.
chiding
noun
verb
دستور زبان
Present participle of chide. [..]
-
عتاب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chiding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chiding" با ترجمه به فارسی
-
(با ملایمت) سرزنش کردن · تازیانه زدن · خطابه گفتن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شخولیدن · شکست دادن · عتاب و خطاب کردن · عتاب کردن · نکوهیدن · پرچانگی کردن · گله کردن از
-
(با ملایمت) سرزنش کردن · تازیانه زدن · خطابه گفتن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شخولیدن · شکست دادن · عتاب و خطاب کردن · عتاب کردن · نکوهیدن · پرچانگی کردن · گله کردن از
اضافه کردن مثال
اضافه کردن