ترجمه "childbed" به فارسی

مشقت, زحمت, در بستر زایمان بهترین ترجمه های "childbed" به فارسی هستند.

childbed noun دستور زبان

(uncountable) The final stage of pregnancy; confinement [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشقت

    noun
  • زحمت

    noun
  • در بستر زایمان

  • در حال زایمان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " childbed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "childbed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه