ترجمه "childhood" به فارسی

بچگی, کودکی, طفولیت بهترین ترجمه های "childhood" به فارسی هستند.

childhood noun دستور زبان

(uncountable) The state of being a child. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچگی

    noun

    time when one is a child [..]

    I've known your father since childhood.

    پدرتون و از بچگی میشناسم.

  • کودکی

    noun

    age from birth to adolescence

    What you spend time doing in your childhood affects the rest of your life.

    آنچه تو در دوران کودکی وقت خود را صرف آن می کنی، بر بقیه زندگیت تاثیر دارد.

  • طفولیت

    noun

    How far my emotions were influenced by the recollections of my childhood, I don't know.

    نمیدانم که این تاثر تا چه حد ناشی از خاطرات ایام طفولیت من بود؛

  • ترجمه های کمتر

    • خردی
    • خردسالی
    • یگچب
    • مراحل اولیه ی هر چیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " childhood " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "childhood" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "childhood" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه