ترجمه "childishness" به فارسی

بچگی, کودکی, حالت بچگی بهترین ترجمه های "childishness" به فارسی هستند.

childishness noun دستور زبان

(uncountable) The state of being childish. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچگی

    noun

    he amplified with unconscious and nearly pitiful childishness.

    و بعد ضمیر ناخودآگاهش با بچگی قابل ترحمی، به صدا درآمد:

  • کودکی

    noun

    Dorothea looked almost as childish, with the neglected trace of a silent tear.

    دور تا، با آن قطرهی اشک فراموش شدهی بر چهرهاش، به کودکی میمانست.

  • حالت بچگی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " childishness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "childishness" با ترجمه به فارسی

  • بچهگانه · بچگانه · بی تجربه · سبک مغز · طفل مانند · ناپخته · کودکانه
اضافه کردن

ترجمه های "childishness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه