ترجمه "chimney" به فارسی
دودکش, بخاری, کوره بهترین ترجمه های "chimney" به فارسی هستند.
chimney
verb
noun
دستور زبان
A vertical tube or hollow column used to emit environmentally polluting gaseous and solid matter (including but not limited to by-products of burning carbon or hydro-carbon based fuels); a flue. [..]
-
دودکش
nounvertical tube or hollow column; a flue [..]
but had slipped up by adding chimneys, or bellpulls, or weather vanes.
متاسفآنه با اضافه کردن دودکش یا زنگولهی ورودی یا بادنما به راه خطا رفته بودند.
-
بخاری
nounThat is one of my paintings over the chimney piece.
آن تابلوی بالای پیش بخاری یکی از نقاشیهای من است.
-
کوره
nounThat chimney looks over.
از بالاي اون کوره بيشتر جا ها ديده ميشه.
-
ترجمه های کمتر
- شومينه
- نک
- تنوره
- هواکش
- بخارکش
- کاشانه
- مخرج
- دهانه
- (انگلیس) رجوع شود به smokestack
- (به ویژه) بریدگی یا ترک ژرف در سطح صخره یا کوه
- (در چراغ های نفتی و پیه سوز) حباب
- (محلی) اجاق
- (معدن) رگه ی سنگ معدنی یا زغال سنگ که عمود بر سطح زمین باشد
- (کوه آتشفشان) کوره
- در رو
- دود آهنج (بیشتر در مورد دودکش خانه و ساختمان به کار می رود - دودکش کارخانه را به ویژه در امریکا می گویند:smokestack)
- دود منار
- دود هنج
- ستون رگه
- لوله ی لامپا
- هر چیز دودکش مانند
- کوه دره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chimney " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "chimney"
عباراتی شبیه به "chimney" با ترجمه به فارسی
-
(بخاری چوب سوز دیواری یا شومینه) · صندلی یا جای نزدیک به بخاری · گوشه ای از اتاق که شومینه و چند صندلی در آن قرار دارند
-
(لوله ی کوتاه و باریک که برای ازدیاد کشش هوا و دود در راس دودکش جاسازی می شود) کلاهک سر دودکش
-
رجوع شود به barn swallow -2 chimney swift -1
-
(مهجور) گچبری و تزئینات اطراف شومینه یا بخاری · رجوع شود به mantelpiece
-
دودکش خورشیدی
-
بخاری · دودکش · نک · کوره
-
دودکش پاک کن · کسی که کارش پاک کردن لوله ی بخاری و شومینه است
-
(جانورشناسی) پرستوی دودکش (Chaetura pelagica - بومی امریکا)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن