ترجمه "chimeric" به فارسی

واهی, پوچ, خیالی بهترین ترجمه های "chimeric" به فارسی هستند.

chimeric adjective دستور زبان

Like a chimera. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واهی

    His dreams of obtaining a fortune appeared more and more chimerical, and the real obstacles grew more formidable.

    اتفاقات و حوادثی که برای ثروتمند شدن خود حساب کرده بود همگی بر اساس و واهی از کار درآمد و موانع حقیقی هرروز بیشتر میگشت.

  • پوچ

    adjective
  • خیالی

    They never overtook the chimerical friend

    اگرچه این دوست و کالسکه خیالی بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chimeric " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "chimeric" با ترجمه به فارسی

  • (زیست شناسی) وجود یاخته های متفاوت (از نظر ژنتیک) در سازواره یا بخش یا اندام
  • بی پایه · خواب و خیالی · خیالی · غیر ممکن · غیر واقعی · محال · موهوم · واهی · پوچ (chimeric هم می گویند) · چرند و بی معنی
  • (از ریشه ی فارسی : سیمر · سمور) خرقه ی اسقفی (chimer هم می نویسند)
  • بی پایه · خواب و خیالی · خیالی · غیر ممکن · غیر واقعی · محال · موهوم · واهی · پوچ (chimeric هم می گویند) · چرند و بی معنی
اضافه کردن

ترجمه های "chimeric" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه