ترجمه "chime" به فارسی

زنگیدن, تیغه, (با به صدا درآوردن زنگ ناقوس) احضار کردن بهترین ترجمه های "chime" به فارسی هستند.

chime verb noun دستور زبان

(music) A musical instrument producing a sound when struck, similar to a bell (e.g. a tubular metal bar) or actually a bell. Often used in the plural to refer to the set: the chimes . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنگیدن

  • تیغه

  • (با به صدا درآوردن زنگ ناقوس) احضار کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (با زنگ یا ناقوس یا استوانه ای فلزی) آهنگ نواختن
    • (با صدای زنگ) اعلام کردن
    • (در طرفین بشکه) لبه
    • (موسیقی - معمولا جمع - شماری زنگ یا ناقوس که به طور موزون به صدا درآورده شوند) جلاجل
    • آهنگی که از زدن زنگ یا ناقوس یا زنگوله تولید شود
    • آهنگین کردن
    • اسبابی که با آن رنگ و ناقوس را به صدا درمی آوردند
    • تلفیق کردن
    • دستگاه یا ساززنگی
    • زنگ ساعت دیواری
    • زنگ ها
    • موزون کردن (مثلا صدای چند زنگ را)
    • ناقوس ساعت برج یا کلیسا
    • هماهنگ کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chime " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "chime" با ترجمه به فارسی

  • بادزنگ · زنگوله های بادی
  • با سخن کسی هم آهنگ شدن · تایید کردن چیزی یا سخنی · پابرهنه وسط بحث پریدن
اضافه کردن

ترجمه های "chime" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه