ترجمه "chock" به فارسی

گوه, کیپ, اکنه بهترین ترجمه های "chock" به فارسی هستند.

chock verb noun adverb دستور زبان

Any wooden block used as a wedge or filler [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوه

    adverb

    watching a pair of uniformed airline workers remove the wheel chocks.

    و دو کارگر یونیفورم پوش هواپیمایی را تماشا میکردم که گوه چرخ را برمیدارند.

  • کیپ

  • اکنه

  • ترجمه های کمتر

    • زاموسقه
    • (کشتیرانی) قلاب طناب
    • با گوه محکم یا ثابت کردن
    • با گوه یا تراشه کیپ کردن
    • بست طناب
    • به هم چپیده
    • پر کنک (هر چیزی که برای پر کردن درز یا فضای خالی به کار می رود)
    • کاملا پر
    • گوه (تکه چوبی که چرخ یا بشکه را از غلطیدن باز می دارد)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chock " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "chock"

عباراتی شبیه به "chock" با ترجمه به فارسی

  • گوه
  • فرو بردن · فشردن · پرکردن
  • آهنین فک ریسمان رو در قارب صید وال · ریسمان رو، طناب رو در قارب وال شکرد
  • لبالب · مالامال · کاملا پر · کیپ
  • آکنده، مملو، لبریز
اضافه کردن

ترجمه های "chock" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه