ترجمه "choice" به فارسی
گزینه, برگزیده, پسند بهترین ترجمه های "choice" به فارسی هستند.
choice
adjective
noun
دستور زبان
An option; a decision; an opportunity to choose or select something. [..]
-
گزینه
nounoption or decision [..]
That question made my choices about the Sabbath day crystal clear.
آن سؤال گزینه هایم را بطور واضح در بارۀ روز سبت روشن ساخت.
-
برگزیده
noun adjectiveanything that can be chosen [..]
He had never parted from the chief of his choice
او هرگز از فرماندهی که خود برگزیده بود جدا نشد
-
پسند
nounselection or preference
You too make a choice, Rama
تو هم بيا يکيو پسند کن ، راما
-
ترجمه های کمتر
- برگزیده شده
- انتخاب
- چاره
- انتخابی
- گزینش
- منتخب
- اختیار
- ممتاز
- گزین
- گزیده
- خیار
- امکان
- نخبه
- خوب
- شاهوار
- گزیر
- ازادی
- دیگر
- (بهترین و برگزیده ترین بخش یا نوع
- خیار فسخ
- شخص یا چیز گزیده شده
- گل سرسبد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " choice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "choice" با ترجمه به فارسی
-
آزادی انتخاب
-
انتخاب اجباری
-
(این نوع گزینش : یا هرچه جلو تو می گذارم بردار یا اصلا برندار) ناچار گزینی · ناچار گزین
-
پاسخ های گزینه – بایستی
-
معیارهای انتخاب
-
رفتار عقلایی
-
انتخاب غذا · ترجيحات دامخوراكی · ترجيحات رژيمي · ترجيحات غذايی · ترجیحات تغذیهای · عقايد مربوط به غذا
-
هوادار آزادی سقط جنین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن