ترجمه "choiceness" به فارسی
برتری, ممتازی بهترین ترجمه های "choiceness" به فارسی هستند.
choiceness
noun
دستور زبان
The condition of being choice [..]
-
برتری
-
ممتازی
where choice meat was prepared for shipping in refrigerator cars, destined to be eaten in all the four corners of civilization.
در اینجا گوشتهای ممتازی را که میبایستی بم صرف غذائی سراسر جهان متمدن برسد، برای بارگیری واگنهای یخچال دار آماده میکردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " choiceness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "choiceness" با ترجمه به فارسی
-
آزادی انتخاب
-
انتخاب اجباری
-
(این نوع گزینش : یا هرچه جلو تو می گذارم بردار یا اصلا برندار) ناچار گزینی · ناچار گزین
-
(بهترین و برگزیده ترین بخش یا نوع · اختیار · ازادی · امکان · انتخاب · انتخابی · برگزیده · برگزیده شده · خوب · خیار · خیار فسخ · دیگر · شاهوار · شخص یا چیز گزیده شده · ممتاز · منتخب · نخبه · پسند · چاره · گزیده · گزیر · گزین · گزینش · گزینه · گل سرسبد
-
پاسخ های گزینه – بایستی
-
معیارهای انتخاب
-
رفتار عقلایی
-
انتخاب غذا · ترجيحات دامخوراكی · ترجيحات رژيمي · ترجيحات غذايی · ترجیحات تغذیهای · عقايد مربوط به غذا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن