ترجمه "choked" به فارسی
خفه شده, مسدود شده بهترین ترجمه های "choked" به فارسی هستند.
choked
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of choke. [..]
-
خفه شده
The cat's struggles grew more and more feeble, and his screams choked off with a gurgle.
کشمکشهای گربه کم زور و کم زور تر و فریادهایش با صدای خس خسی خفه شدند.
-
مسدود شده
On the ride horsemen galloped to and fro, but all the street seemed to be choked with great covered wains going south.
سواران روی جاده به تاخت میرفتند و میآمدند، اما تمام مسیر انگـار بـا ارابههای بزرگ سر پوشیده که راهی جنوب بودند، مسدود شده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " choked " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "choked" با ترجمه به فارسی
-
اختناق · دریچه
-
(مکانیک اتومبیل) ساسات زدن · اختناق · انبوه شدن · انسداد · بستن · تلف شدن · جلوی پیشرفت چیزی را گرفتن · خفقان · خفقان گرفتن · خفه کردن · خفه کردن یا شدن · خفه کن · خفگی · دریچه · دستخوش احساسات شدن · ساسات · مانع شدن · مردن · مسدود کردن یا شدن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن · پر کردن · پستانک · چوک · گرفتگی · گرفتگی پیدا کردن · گلویی
-
اختناق · دریچه
-
قالب زدن · گنجانیدن
-
انبوه شدن
-
ساسات
-
اختناق · خفه کننده
-
قلاده · گردن بند سگ (که اگر سگ تقلا کند تنگ تر می شود - برای آموزش سگ به کار می رود)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن