ترجمه "choking" به فارسی
اختناق, خفه کننده بهترین ترجمه های "choking" به فارسی هستند.
choking
noun
verb
دستور زبان
The process in which a person's airway becomes blocked, resulting in asphyxia in cases that are not treated promptly. [..]
-
اختناق
noun -
خفه کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " choking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "choking" با ترجمه به فارسی
-
اختناق · دریچه
-
خفه شده · مسدود شده
-
(مکانیک اتومبیل) ساسات زدن · اختناق · انبوه شدن · انسداد · بستن · تلف شدن · جلوی پیشرفت چیزی را گرفتن · خفقان · خفقان گرفتن · خفه کردن · خفه کردن یا شدن · خفه کن · خفگی · دریچه · دستخوش احساسات شدن · ساسات · مانع شدن · مردن · مسدود کردن یا شدن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن · پر کردن · پستانک · چوک · گرفتگی · گرفتگی پیدا کردن · گلویی
-
اختناق · دریچه
-
قالب زدن · گنجانیدن
-
انبوه شدن
-
ساسات
-
قلاده · گردن بند سگ (که اگر سگ تقلا کند تنگ تر می شود - برای آموزش سگ به کار می رود)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن