ترجمه "chop" به فارسی

دهان, غذا, مرغوبیت بهترین ترجمه های "chop" به فارسی هستند.

chop verb noun دستور زبان

(transitive, baseball) To hit the ball downward so that it takes a high bounce. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دهان

    noun

    You got my chops, you got your mother's beauty.

    تو دهان من رو داری تو زیبایی مادرت رو داری

  • غذا

    noun

    shes given him her best years, cooked his chop suey

    ، زني که جووني اش را به پاش گذاشته ، غذا پخته براش پخته

  • مرغوبیت

  • ترجمه های کمتر

    • کیفیت
    • انداختن
    • (با تبر و غیره) بریدن
    • (با ضربات پی در پی کارد یا تیشه و غیره) ریز کردن
    • (در اصل) مهر رسمی (در هندوستان و چین)
    • (در دریا) حرکت موج که کوتاه و زود در هم شکسته باشد
    • (عامیانه) نوع
    • با حرکات تند و ناگهانی انجام دادن
    • با ضربه ی کوتاه و رو به پایین زدن (به ویژه در مشت بازی)
    • بریده بریده حرف زدن
    • جواز رسمی
    • خرد کردن
    • رجوع شود به cheek -2 jaw -1
    • ضربه ی تند و رو به پایین
    • ناگهان تغییر جهت دادن یا دگر سو شدن
    • ناگهان جهت عوض کردن (مانند باد)
    • نشان تجارتی
    • هر چیزی که با ساطور و تبر و غیره قطع شده باشد
    • کاردی کردن
    • گوشت با استخوان (به ویژه گوشت با استخوان ازدنده یا شانه ی گوسفند و خوک)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Chop

Chop, Ukraine

+ اضافه کردن

"Chop" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Chop در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "chop"

عباراتی شبیه به "chop" با ترجمه به فارسی

  • (خوراکپزی چینی) چاپ سویی (سبزیجات خرد کرده با گوشت)
  • (امریکا) کارگاهی که در آن اتومبیل های مسروقه را پیاده کرده و قطعات را می فروشند و یا بر اتومبیل های دیگر سوار می کنند
  • (امریکا - خودمانی) مهارت فنی (به ویژه در موسیقی جاز یا راک) · دندهها · دندهگوشتها · دهان و پایین گونه ها · فک · لب و لوچه · لوچه
  • تخته زیر ساطور · تخته ی سبزی خرد کنی
  • تخته آشپزخانه
  • (قصابی) گوشت دنده ی گوسفند · ریش دنده ی گوسفندی (ریش بدون سبیل و بدون موی چانه)
  • برگ چغندر
  • استدلال متکی به جزییات و مهملات · استدلال گریز آمیز
اضافه کردن

ترجمه های "chop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه