ترجمه "chromaticity" به فارسی

فامداری, رنگی, رنگ بهترین ترجمه های "chromaticity" به فارسی هستند.

chromaticity noun دستور زبان

An objective specification of the quality of a colour, regardless of its luminance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فامداری

  • رنگی

    noun
  • رنگ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نوربندی
    • چرده
    • نما
    • تصویر
    • ظاهر
    • (نورشناسی) رده بندی نور بر حسب رنگ و خلوص آن (یا تفاوت آن با نور سفید)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chromaticity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "chromaticity" با ترجمه به فارسی

  • کرومات کلسیم
  • (موسیقی) مقیاسی که دارای سیزده تن (tone) می باشد · گام کروماتیک
  • کرومات باریم
  • سدیم کرومات
  • کرومات آهن(III)
  • سي.سي.آ (ارسنات مس كرومدار)
  • (شیمی) · استر این اسید · کرومات (ملح اسید کرومیک حاوی بنیان منفی و دو ظرفیتی CrO4)
  • (نورشناسی) خطای رنگین (ویژگی عدسی که موجب می شود حاشیه ی تصویر یا نور منعکس شده دارای رنگ های طیف بشود) · ابیراهی فامی · کج نمایی رنگی · کژراهی رنگ
اضافه کردن

ترجمه های "chromaticity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه