ترجمه "chron" به فارسی
گاهشماری, وابسته به گاهشماری یا گاهشناسی, گاهشناسی مخفف : (انجیل) کتاب تواریخ ایام بهترین ترجمه های "chron" به فارسی هستند.
chron
noun
دستور زبان
(geology) A period of time between two geomagnetic reversals. [..]
-
گاهشماری
-
وابسته به گاهشماری یا گاهشناسی
-
گاهشناسی مخفف : (انجیل) کتاب تواریخ ایام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chron " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chron" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به پیشوند: -chrono (پیش از حرف صدادار به کار می رود)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن