ترجمه "chronic" به فارسی

دیرین, کهنه, سخت بهترین ترجمه های "chronic" به فارسی هستند.

chronic adjective noun دستور زبان

(of a problem) That which continues over an extended period of time, often associated with suffering ("long suffering"). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیرین

    A chronic sadness stings my heart

    غمی دیرین بر دلم نشتر میزند

  • کهنه

    adjective noun
  • سخت

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • دیرینه
    • وخیم
    • دایم
    • مداوم
    • همیشگی
    • عادی
    • جدی
    • (انگلیس - خودمانی) بسیار بد
    • (پزشکی) مزمن
    • بیمار مزمن
    • سابقه دار
    • سر سخت
    • وابسته به خوی و عادت
    • کسی که دچار مرض دیرپای است
    • کند
    • کهنه کار
    • کینه آمیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chronic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "chronic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "chronic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه