ترجمه "chronicle" به فارسی
سرگذشت, داستان, رویدادشمار بهترین ترجمه های "chronicle" به فارسی هستند.
chronicle
verb
noun
دستور زبان
A written account of events and when they happened, ordered by time. [..]
-
سرگذشت
Previously on The Shannara Chronicles...
... آنچه در " سرگذشت شنارا " گذشت
-
داستان
nounand myriads of small creatures the creatures of this chronicle among the rest along the roads that lay before them.
و هزاران بنده کهتر و همچنین قهرمانان این داستان را در راهی که پیش پای آنان گسترده بود به پیش میراند.
-
رویدادشمار
-
ترجمه های کمتر
- رویدادنامه
- (به صورت رویدادنامه) نگاشتن
- بازگو کردن
- رویداد نامه (شرح رویدادها به ترتیب زمان وقوع و بدون تفسیر)
- فهرست رویدادها
- وقایع نامه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chronicle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chronicle" با ترجمه به فارسی
-
حکایتهای مریخ
-
وقایعنگاری یک قتل از پیش اعلام شده
-
(انجیل) کتاب تواریخ ایام
-
تاریخ نویس · رویداد نگار · وقایع نویس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن