ترجمه "chronicler" به فارسی
تاریخ نویس, رویداد نگار, وقایع نویس بهترین ترجمه های "chronicler" به فارسی هستند.
chronicler
noun
دستور زبان
a person who writes a chronicle [..]
-
تاریخ نویس
-
رویداد نگار
فردی که رویدادها را ثبت میکند
-
وقایع نویس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chronicler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chronicler" با ترجمه به فارسی
-
حکایتهای مریخ
-
وقایعنگاری یک قتل از پیش اعلام شده
-
(انجیل) کتاب تواریخ ایام
-
(به صورت رویدادنامه) نگاشتن · بازگو کردن · داستان · رویداد نامه (شرح رویدادها به ترتیب زمان وقوع و بدون تفسیر) · رویدادشمار · رویدادنامه · سرگذشت · فهرست رویدادها · وقایع نامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن