ترجمه "churchman" به فارسی

کشیش, عضو کلیسا, اجتماعی بهترین ترجمه های "churchman" به فارسی هستند.

churchman noun دستور زبان

A person (originally a man) of authority in a religious organization; a cleric. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشیش

    noun
  • عضو کلیسا

    noun

    he was become provincially, solidly important a banker, a Churchman, a public benefactor;

    به شخصیت مهم و معتبری در شهرستان تبدیل شده بود بانکدار، عضو کلیسا، بانی کارهای خیر،

  • اجتماعی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اهل کلیسا رفتن
    • مربوط به کلیسا
    • کارمند کلیسا
    • کنشت ور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " churchman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "churchman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه