ترجمه "churchyard" به فارسی
حیاط کلیسا, گورستان, قبرستان بهترین ترجمه های "churchyard" به فارسی هستند.
churchyard
noun
دستور زبان
A patch of land adjoining a church, often used as a graveyard. [..]
-
حیاط کلیسا
nounA crowd of lads had gathered in the churchyard, which was already dotted with puddles.
جوانان در حیاط کلیسا کهگودالهای کوچک و رخشان برف گداخته در آن پراکنده بود گرد آمده بودند.
-
گورستان
nounA place or area for burying the dead.
Mr. Cruncher did not assist at the closing sports, but had remained behind in the churchyard
آقای کر نچر در سرگرمیهای پایانی این تشریفات سهمی نداشت، زیرا در گورستان مانده بود
-
قبرستان
nounA place or area for burying the dead.
It is to be carried to the churchyard in the evening.
جسد من باید هنگام شب به قبرستان برده شود.
-
ترجمه های کمتر
- حياط كليسا
- زمین دور کلیسا (که معمولا مردگان را در آن خاک می کنند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " churchyard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "churchyard"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن