ترجمه "cinder" به فارسی

خاکستر, سرباره, خاکسترکردن بهترین ترجمه های "cinder" به فارسی هستند.

cinder verb noun دستور زبان

Partially or mostly burnt material that results from incomplete combustion of coal or wood etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاکستر

    noun

    She stopped for a moment, and mechanically moved the cinders in the fire with the tongs.

    دخترک خاموش گشت، و بیاختیار خاکستر آتش را با انبر به هم زد.

  • سرباره

    a mere flat top of a grey rock which smokes like a hot cinder after a shower

    درست مثل نوک تخت صخرهای خاکستری که پس از رگبار مثل سرباره گداخته از رویش بخار بلند میشود

  • خاکسترکردن

  • ترجمه های کمتر

    • خاکه
    • روباره
    • زغاله
    • (آتشفشان) گدازه ی سفت شده
    • (با زغال و چوب نیم سوز) پوشاندن
    • (در آتش خاموش و غیره) ذرات نیم سوخته
    • (در جمع) خاکستر
    • (در کوره ی فلزکاری) تفاله ی سنگ معدنی
    • (نادر) نیمسوز کردن
    • (چوب یا زغال و غیره) نیم سوز
    • خاکستر زغال یا چوب
    • زغال سرخ
    • زغال سوزان (ولی بدون شعله)
    • زغال کردن
    • زغال گرفته
    • سخت گدازه
    • سرباره ی کوره ی بلند
    • سوخته (ولی خاکستر نشده)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cinder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cinder proper

A river in Alaska.

+ اضافه کردن

"Cinder" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cinder در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "cinder" با ترجمه به فارسی

  • خاکستر · خاکسترها
  • سیندر
  • (در میدان ورزش های دو و میدانی) زمین دو (که کف آن از خاکه ی زغال سنگ نیمسوز و غیره پوشیده شده است)
  • آجر سیمانی سبک (از سیمان و زغال سنگ نیمسوز)
  • مخروط خاکستر
اضافه کردن

ترجمه های "cinder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه