ترجمه "cir" به فارسی
مدور, گرد, حدود (از نظر زمان) بهترین ترجمه های "cir" به فارسی هستند.
cir
-
مدور
-
گرد
adjective noun -
حدود (از نظر زمان)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
CIR
abbreviation
Committed Information Rate
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"CIR" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای CIR در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن