ترجمه "circassian" به فارسی
چرکسی, اهل سرکیسستان, زبان سرکیسی بهترین ترجمه های "circassian" به فارسی هستند.
circassian
-
چرکسی
He doffed his Circassian cap to his master and looked at him scornfully .
کلاه چرکسی خود را در مقابل ارباب برداشت و با تحقیر به وی نگریست.
-
اهل سرکیسستان
-
زبان سرکیسی
-
ترجمه های کمتر
- سرکیسی (هریک از مردمانی که در شمال غربی کوه های قفقاز زیست می کنند)
- وابسته به زبان و فرهنگ مردم سرکیسی یا چرکسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " circassian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Circassian
adjective
noun
proper
دستور زبان
A North Caucasian language spoken in Adygea (also called Adyghe or West Circassian) or Kabardino-Balkaria and Karachay-Cherkessia (also called Kabardian or East Circassian), Russia. [..]
-
چرکس
a native or inhabitant of Circassia
Circassians are an ignorant, superstitious lot.
" چرکس " ها جاهل هستن ، خيلي هم خرافاتي.
عباراتی شبیه به "circassian" با ترجمه به فارسی
-
چوب گردوی انگلیسی (سخت و سنگین و قهوه ای رنگ است)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن