ترجمه "circinate" به فارسی
مدور, گرد, پیچ خورده به دور محور (مثل جوانه های برخی گیاهان) بهترین ترجمه های "circinate" به فارسی هستند.
circinate
adjective
دستور زبان
(botany) Used of leaves or similar parts that are coiled on themselves from the apex toward their base. [..]
-
مدور
-
گرد
adjective noun -
پیچ خورده به دور محور (مثل جوانه های برخی گیاهان)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " circinate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "circinate"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن