ترجمه "circumfluous" به فارسی
دورزننده, دورگرفته شده بااب بهترین ترجمه های "circumfluous" به فارسی هستند.
circumfluous
adjective
دستور زبان
circumfluent
-
دورزننده
-
دورگرفته شده بااب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " circumfluous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "circumfluous" با ترجمه به فارسی
-
احاطه کننده · پیراگرد (circumfluous هم می گویند) · پیراگیر · چیزی که دور چیز دیگری جاری باشد (مثلا رودخانه ای دور شهر)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن