ترجمه "circumflex" به فارسی
هشتک, خمان, پیراخم بهترین ترجمه های "circumflex" به فارسی هستند.
circumflex
verb
noun
adjective
دستور زبان
(orthography) A diacritical mark ( resembling ^ ) placed over a vowel in certain languages to change its pronunciation; also used in combination with certain consonants in Esperanto to create additional letters. [..]
-
هشتک
diacritic in Latin, Greek and Cyrillic scripts
-
خمان
-
پیراخم
-
ترجمه های کمتر
- چنبری
- خمانی
- خمیده
- قوسدار
- (در برخی زبان ها مانند فرانسه) نشانی بدین شکل : ئ (که روی برخی حروف صدادار قرار می گیرد)
- (نادر) قوسدار کردن
- آکسان سیر کونفلکس (circumflex accent هم می گویند)
- خمان (یا آکسان سیرکونفلکس) به کار بردن
- خمان دار
- وابسته به سیرکونفلکس
- پیراخم کردن
- چنبری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " circumflex " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن