ترجمه "circumvent" به فارسی

محاصره کردن, احترازکردن, گیرانداختن بهترین ترجمه های "circumvent" به فارسی هستند.

circumvent verb دستور زبان

(transitive) to avoid or get around something; to bypass [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محاصره کردن

    verb
  • احترازکردن

  • گیرانداختن

  • ترجمه های کمتر

    • (با لطایف الحیل) سر پیچی کردن
    • (دور چیزی را) فراگرفتن
    • احاطه کردن
    • جا خالی دادن
    • دامن دوختن
    • در معرض خطر یا خصومت قرار دادن
    • دوز و کلک زدن
    • پنهان شدن
    • پیش دستی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " circumvent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "circumvent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه