ترجمه "circus" به فارسی

سیرک, سيرك, میدان بهترین ترجمه های "circus" به فارسی هستند.

circus noun دستور زبان

A traveling company of performers that may include acrobats, clowns, trained animals, and other novelty acts, that gives shows usually in a circular tent. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیرک

    company that travels [..]

    The clown at the circus pleased my children.

    دلقک سیرک بچه های مرا شاد کرد.

  • سيرك

    Oh, and upstairs, I saw a real mouse circus.

    و طبقه بالا ، من يه سيرك واقعي موش ها رو ديدم

  • میدان

    noun

    I'm going to race Messala in the circus.

    میخوام با میسالا تو میدان اسب سواری مسابقه بدم

  • ترجمه های کمتر

    • جشن
    • پهنه
    • کارناوال
    • (امریکا-عامیانه) لودگی
    • (انگلیسی) محل برخورد چند راه
    • (روم باستان) زمین ورزش (معمولا مستطیل یا بیضی) که اطراف آن رده های پله مانند (برای تماشاچیان) ساخته بودند
    • (نمایش یا رویداد یا شخصی) پرادا و اطوار
    • (پهنه ای در داخل خیمه ی بزرگ که در آن نمایش های اکروباتیک یا جانور پروری و غیره ارائه می شود) جولانگاه
    • بازیگران سیرک
    • سیرک بازی
    • نمایش (درون چنین خیمه ای)
    • نمایش سیرک
    • چهار راه
    • کاروان شادی
    • گود(ورزشی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " circus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Circus noun

a genus of haws comprising the harriers

+ اضافه کردن

"Circus" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Circus در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "circus"

عباراتی شبیه به "circus" با ترجمه به فارسی

  • نام پهنه ی ورزشی بزرگی که در سال 923 پیش از میلاد برای مسابقات ارابه رانی و غیره در شهر روم ساخته شد
  • سیرک
  • هنرمند سیرک
  • جانوران سيرك · جانوران نمایشی
  • سیرک درای سه صحنه (که در آن واحد سه نمایش ارائه می دهند) · وضع شلوغ پلوغ
  • (سیرک که در آن حشرات هم به نمایش گذاشته می شوند) سیرک ککی
اضافه کردن

ترجمه های "circus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه