ترجمه "city" به فارسی

شهر, شهرداری, مدينه بهترین ترجمه های "city" به فارسی هستند.

city noun دستور زبان

A large settlement, bigger than a town. In Europe a city was historically a place that had succeeded in obtaining the right to build a city wall, a belfort, etc., from the nobility. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهر

    noun

    large settlement [..]

    These two cities have the same traffic rules.

    این دو شهر قوانین رفت و آمد یکسان دارند.

  • شهرداری

    That was enough. It really got the city behind it.

    این ارزیابی کافی بود. شهرداری پشتیبان این ایده شد.

  • مدينه

  • ترجمه های کمتر

    • شهری
    • شهرک
    • شهریان
    • شهرستان
    • مدنی
    • medîne
    • scher
    • رهش
    • مادرشهر
    • مدینه
    • اهالی شهر
    • بلد (بلاد)
    • شهر بزرگ
    • مردم شهری
    • وابسته به شهر
    • کلان شهر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " city " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

City proper

(UK) popular, shortened form for the City of London, the historic core of London where the Roman settlement of Londinium was established [..]

+ اضافه کردن

"City" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای City در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "city"

عباراتی شبیه به "city" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "city" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه