ترجمه "citied" به فارسی

آباد, شهرسار, شهرسان بهترین ترجمه های "citied" به فارسی هستند.

citied adjective دستور زبان

Containing, or covered with, cities. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آباد

    adjective Suffix noun

    The Indians mine the gold which builds our cities and even our churches.

    سرخ پوست ها طلایی را از معدن ها در میارن که شهرهای ما رو آباد می کنه

  • شهرسار

  • شهرسان

  • ترجمه های کمتر

    • شهر مانند
    • پر شهر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " citied " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "citied" با ترجمه به فارسی

  • شهرها
  • خودرو شهری
  • شهر سوسیتی (در مرز میان ایالت های آیووا و نبراسکا - امریکا)
  • medîne · scher · اهالی شهر · بلد (بلاد) · رهش · شهر · شهر بزرگ · شهرداری · شهرستان · شهرک · شهری · شهریان · مادرشهر · مدنی · مدينه · مدینه · مردم شهری · وابسته به شهر · کلان شهر
  • شهر پاناما (پایتخت کشور پاناما) · پاناماسیتی
اضافه کردن

ترجمه های "citied" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه