ترجمه "civic" به فارسی
مدنی, شهری, شاروندگان بهترین ترجمه های "civic" به فارسی هستند.
civic
adjective
دستور زبان
Of, relating to, or belonging to a city, a citizen, or citizenship; municipal or civil. [..]
-
مدنی
Having to do with a city or the people who live there
That's how deeply the flag has gotten into the civic imagery of Chicago.
و این طوریست که پرچم عمیقا در تصور مدنی مردم شیکاگو جا گرفته است.
-
شهری
adjectiveTreason, international espionage, massive destruction of civic property.
خیانت ، جاسوسی بین المللی. خسارت سنگین به املاک شهری.
-
شاروندگان
-
وابسته به شهر و شهروندان و شهر زیستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " civic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "civic" با ترجمه به فارسی
-
(بخشی از علوم سیاسی که با امور مدنی و وظایف و امتیازات شهرزیستی و شهروندی سروکار دارد) تعلیمات مدنی · تعلیمات مدنی · علوم مدنی
-
ملیگرایی مدنی
-
اصول حکومت کشوری · بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن