ترجمه "civil" به فارسی
مدنی, مودب, مؤدب بهترین ترجمه های "civil" به فارسی هستند.
civil
adjective
دستور زبان
Having to do with people and government office as opposed to the military or religion. [..]
-
مدنی
adjectiveI think this poses a serious civil liberties threat.
من معقدم که این امر جدی برای تهدید آزادی های مدنی است.
-
مودب
very civil. not at all how youd painted him
خيلي مودب. اصلا اونطور که تو برامون ترسيمش کردي نبود
-
مؤدب
adjective nounI'll thank you to keep a civil tongue in your head.
خیلی ممنون میشم که مؤدب باشی و زبونت رو نگهداری.
-
ترجمه های کمتر
- مودبانه
- نالشکری
- مدون
- باادب
- (حقوق) مدنی (در برابر: جزایی)
- با تربیت
- با نزاکت
- شهر زیستی
- غیر نظامی
- نیک رفتار
- وابسته به شهروندان و حقوق مدنی
- کشوری (در مقابل لشکری)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " civil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "civil" با ترجمه به فارسی
-
تاریخ تمدن
-
جنبش حقوق مدنی
-
آشوب های مدنی
-
ازدواج محضری (که بدون حضور کشیش و مراسم کلیسایی اجرا می شود)
-
پولیس ملی نظم عامه
-
نايماظن ريغ یگتسشنزاب متسيس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن