ترجمه "civilised" به فارسی
با ادب, با نزاکت, متمدن بهترین ترجمه های "civilised" به فارسی هستند.
civilised
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of civilise. [..]
-
با ادب
adjective -
با نزاکت
adjective -
متمدن
adjectiveThis is a free land, Inspector, first in the civilised world.
، اينجا سرزمين آزاديه بازرس اولين جا در دنياي متمدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " civilised " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "civilised" با ترجمه به فارسی
-
تمدن
-
تربیت کردن · متمدن شدن · متمدن کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن