ترجمه "cladding" به فارسی

(فلزکاری) روکش کاری, آبکاری, روش روکش کاری بهترین ترجمه های "cladding" به فارسی هستند.

cladding noun verb دستور زبان

Any hard coating, bonded onto the outside of something to add protection, such as the plastic sheath around an optical fiber. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (فلزکاری) روکش کاری

  • آبکاری

  • روش روکش کاری

  • ترجمه های کمتر

    • روکش فلزی
    • روکش کردن فلزی با فلز دیگر
    • روکشکاری لیزری
    • پوشش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cladding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cladding"

عباراتی شبیه به "cladding" با ترجمه به فارسی

  • (فلزکاری) فلز دارای روکش از فلزی دیگر · (لباس) پوشیده · آبکاری شده · روکش دار · روکش شده · زمان گذشته و اسم مفعول فعل : clothe · مزین · مزین به · ملبس
  • برفی
  • جوشن دار · رویین تن · زرهپوش · زرهی · پوشیده از زره
اضافه کردن

ترجمه های "cladding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه