ترجمه "clank" به فارسی

جرنگ, چکاچاک, دنگ بهترین ترجمه های "clank" به فارسی هستند.

clank verb noun دستور زبان

A loud, hard sound of metal hitting metal, especially such a repetitive sound. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جرنگ

    long freight trains would be passing, the cars clanking and crashing together, and Jurgis would pace about waiting, burning up with a fever of impatience.

    قطارهای طویل باری در حالی که واگنها جرنگ جرنگ و تلقتلق میکردند، میگذشتند و یورگیس درحالیکه در تب ناشکیبایی میسوخت در همانجا قدم میزد.

  • چکاچاک

    Occasionally when a truck jolted there was a clank clank of metal:

    هر زمان که کامیونی به دستانداز میافتاد، صدای چکاچاک فلز به گوش میرسید:

  • دنگ

  • ترجمه های کمتر

    • چکاچک
    • جرنگیدن
    • با تلق تلوق حرکت کردن
    • با چکاچاک حرکت کردن
    • صدای به هم خوردن دو جسم فلزی (کم طنین تر از clang)
    • صدای دنگ یا جرنگ کردن
    • چکاچاک کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " clank " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "clank" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه