ترجمه "clannishness" به فارسی
خانواده پرستی, هواداری خانوادگی بهترین ترجمه های "clannishness" به فارسی هستند.
clannishness
noun
دستور زبان
the state of being clannish [..]
-
خانواده پرستی
-
هواداری خانوادگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clannishness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "clannishness" با ترجمه به فارسی
-
ایل گرای · ایلیاتی · خاندانگرای · دودمانی · مشتاق رفت و آمد فقط با خاندان یا ایل خود · وابسته به قبیله یا طایفه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن