ترجمه "clearsighted" به فارسی
روشندل, با شعور, خوش فهم بهترین ترجمه های "clearsighted" به فارسی هستند.
clearsighted
adjective
دستور زبان
Alternative spelling of clear-sighted. [..]
-
روشندل
-
با شعور
-
خوش فهم
-
ترجمه های کمتر
- خوش فکر
- دارای دید خوب
- دارای چشمان سالم
- روشن بین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clearsighted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن