ترجمه "clearness" به فارسی
صراحت, وضوح, روشنی بهترین ترجمه های "clearness" به فارسی هستند.
clearness
noun
دستور زبان
(obsolete) Brightness, brilliancy. [14th-17th c.] [..]
-
صراحت
nounbut Colonel Fitzwilliam had made it clear that he had no intentions at all,
اما کلنل فیتزوبلیام با صراحت گفته بود که خودش قصد رفتن ندارد.
-
وضوح
nounHe read it clear into the radio speaker.
او پیام را به وضوح در میکروفون رادیو قرائت کرد.
-
روشنی
nounHe has given clear directives about how we should behave.
او دستورات روشنی در بارۀ چگونگی رفتار ما داده است.
-
ترجمه های کمتر
- صفا
- زلالی
- شفافی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clearness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "clearness" با ترجمه به فارسی
-
دستور اخراج
-
(بخشی که همه ی درختان آن) سر تا سر بریده شده · (درختستان و جنگل) همه درختان را بریدن · بی شک و شبهه · دارای برون نمای (outline) واضح و متناسب · روشن و صریح · قطعی · پاک بر کردن · پاکبر (clearcut هم می نویسند)
-
ترخیص کالا
-
موافقتنامه بازرگانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن