ترجمه "cliched" به فارسی

(سبک نویسندگی) مبتذل, دارای خشکه عبارت, پیش پا افتاده بهترین ترجمه های "cliched" به فارسی هستند.

cliched adjective verb دستور زبان

Alternative spelling of [i]clichéd[/i] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (سبک نویسندگی) مبتذل

  • دارای خشکه عبارت

  • پیش پا افتاده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cliched " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cliched" با ترجمه به فارسی

  • (در اصل) کلیشه · (عقیده یا اصطلاح یا هنر ادبی که در اثر تکرار زیاد لطف و گیرایی خود را از دست داده است) خشکه عبارت · ابتذال · بیاتی · تکرار مکررات · حرف مبتذل · فرسوده واژه · كليشه · پیش پا افتادگی · کلام پیش پا افتاده · کلمه مبتذل
اضافه کردن

ترجمه های "cliched" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه